تبلیغات شما اینجا
بستن تبلیغات [X]
جبهه حامیان ولایت شهرستان زرندیه - صفحه 5

شاهزاده سعودی: ایران می‌تواند طی ۲۴ ساعت عربستان را نابود کند

به گزارش ایلنا، «طلال بن عبدالعزیز» شاهزاده سعودی که در آلمان به‌سر می‌برد، در گفت‌وگویی با شبکه تلویزیونی «فاکس‌نیوز» به برخی موضوع‌ها از جمله به وجود اختلاف در خاندان آل‌سعود درباره یمن و نیز تنش‌های اخیر ایران و عربستان پرداخت.

طلال بن عبدالعزیز گفت که عربستان به این نتیجه رسیده که با تصمیم‌های اشتباه خود وارد یک جنگ فرسایسی علیه یمن شده است و به زودی راه‌حلی را که پیش از جنگ آن را رد می‌کرد، قبول می‌کند.

این شاهزاده سعودی درباره اختلافات کنونی عربستان و ایران، گفت: «ما به هم‌پیمانان خود اعلام کرده‌ایم که با تهدید و تحریک ایران قمار نخواهیم کرد؛ ما نمی‌خواهیم درهای آتش جهنم را به روی خود باز کنیم؛ زیرا ایران یمن نیست و نیروهای ایرانی می‌توانند طی ۲۴ ساعت زیرساخت‌ها و نهادهای نظامی عربستان را نابود کنند.»

این سخنان در حالی مطرح می‌شود که «محمد بن سلمان» جانشین ولیعهد و وزیر دفاع سعودی نیز روز پنجشنبه در مصاحبه با هفته‌نامه انگلیسی «اکونومیست» گفت: «جنگ با ایران آغاز یک فاجعه بزرگ است و هرگز اجازه وقوع آن را نمی‌دهیم.»



بازدید : 490

[ جمعه 18 دی 1394 ] [ 21:38 ] [ خادم ولایت ]
[ ]

حاکمان رژیم آل سعود به سرعت در حال پیشرفت به سمت آل سقوط در راهند.



بازدید : 486

[ جمعه 18 دی 1394 ] [ 17:01 ] [ خادم ولایت ]
[ ]

چگونگی ورود سعودی‌ها به بازار روغن ایران؛ دولت اصلاحات مجوز داد!!!!!!!!!!

یک تولیدکننده بزرگ روغن نباتی در گفتگو با نسیم در رابطه با نحوه حضور سعودی‌ها و خرید سهام یکی از قدیمی‌ترین کارخانه‌های روغن ایرانی توضیح داد: این قضییه یعنی خرید سهام کارخانه بهشهر توسط افراد وابسته به خاندان سعودی به سال ۲۰۰۴ میلادی (۱۳۸۲ شمسی) یعنی در زمان دولت هشتم ( اصلاحات ) برمی‌گردد.

وی ادامه داد: در آن زمان یک شرکت توسعه صنایع بهشهر وجود داشت که به بانک ملی وابسته بود، این شرکت دو کارخانه روغن نباتی داشت، یکی از این کارخانه‌ها، کارخانه بهشهر بود که روغن نباتی لادن، بهار و نسترن را تولید می‌کرد و کارخانه دیگرش نیز روغن نباتی مارگارین بود که دو برند آفتاب و خروس نیز از تولیدات این کارخانه بودند.

این منبع که نخواست نامش فاش شود، گفت: از سال ۲۰۰۴ شرکت صافولا آرام آرام و خرد خرد شروع به خرید سهام بهشهر کرد، البته در کل ورود شرکت صافولا به صنایع غذایی به زمان پس از ماجرای ۱۱ سپتامپر می‌رسد، و این‌ها از ترس بلوکه شدن پول‌هایشان تصمیم گرفتند تا در بحث تولید و تجارت سرمایه‌گذاری کنند و بیشتر تمرکزشان نیز بر روی شکر و روغن نباتی بود.

وی تأکید کرد: در حال حاضر نیز آن‌ها در کشورهای مختلف سرمایه‌گذاری کرده‌اند، به طوری که در مصر در زمینه شکر و در ترکیه نیز در رابطه با روغن نباتی فعال هستند.

وی تصریح کرد: حتی برخی معتقدند که این سرمایه از ابتدا برای گروه القاعده بوده که بعد از واقعه ۱۱ سپتامبر به دلیل پولشویی تصمیم به چنین سرمایه‌گذاری‌ها کردند تا به این ترتیب پول‌ها از دسترس بانک‌های اروپایی و آمریکایی خارج شود.

این تولیدکننده روغن به نسیم آنلاین اضافه کرد: پس از گذشت زمان این گروه رفته رفته سهام بیشتری را خریداری کردند، به طوری که الان شرکت صافولا که وابسته به عربستان است ۸۰ درصد کارخانه بهشهر را در دست دارد و با قاطعیت می‌توان گفت که این سهام در حال حاضر مستقیما در دست خاندان آل سعود است، البته سال گذشته کارخانه مارگارین بار دیگر به بانک ملی فروخته شد.

وی بیان داشت: در حقیقت سعودی‌ها الان با در دست داشتن این مقدار سهام بین ۳۵ تا ۳۷ درصد بازار را در دست دارند که این میزان در مصرف خانوار نیمه جامد به ۶۰درصد رسیده است.

این فعال بازار مواد غذایی تأکید کرد: سعودی‌ها الان نیز از این کارخانه و برندهایی که هر روز بر سر سفره بسیاری از ایرانیان مورد استفاده قرار می‌گیرد رقمی حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد تومان سود سالانه به دست می‌آورند که البته در سال‌های تحریم نیز بیشترین سود نصیبشان شد.

وی اظهار داشت: حتی آن‌ها کارخانه پچ پچ را نیز خریداری کرده‌اند و این‌ موضوع باید برای همه ما به خصوص دولت زنگ خطری باشد تا هر چه زودتر برای این سهام که در دست عده‌ای سعودی است فکری کرده و تمام تلاش خود را صورت دهند تا این نوع وابستگی بازار صنایع غذایی آن هم برای کارخانه‌ای که سابقه‌ای بازگشته به سال‌های قبل از انقلاب دارد از بین برود.

این تولیدکننده در پایان خاطرنشان کرد: آن‌ها روابط دیپلماسی خود را با ما قطع کرده‌اند و شاید این قطع رابطه منجر به محروم شدن مردم از واجب دینی و حجشان شود، در چنین شرایطی بسیار دردناک است که عده‌ای بیگانه به راحتی بتوانند این چنین از حضور در ایران سودی فراوان نصیب خاندان آل سعود کنند.



بازدید : 486

[ چهارشنبه 16 دی 1394 ] [ 23:29 ] [ خادم ولایت ]
[ ]

آتش قبل از حضور معترضان در ساختمان سفارت عربستان شعله ور شده بود

به نقل از خبرگزاری فارس :

یک مقام امنیتی امروز در گفت‌وگو با دانا؛ در رابطه با اتفاقاتی که در سفارت عربستان رخ داده اظهار داشت: دستگا‌ه‌های امنیتی درحال بررسی این موضوع هستند و تاکنون هم به سرنخ‌های خوبی رسیده‌اند.

وی افزود: براساس بررسی‌های اولیه به این نتیجه رسیده‌ایم که آتش در سفارت، قبل از حضور معترضان شعله ور شده بود و بر همین اساس این اتفاق برای دستگاه‌های امنیتی مشکوک است.

این منبع مطلع اضافه کرد: تحقیقات اولیه از شاهدان عینی و حاضران در صحنه، آتش‌سوزی در ساختمان سفارت قبل از حضور معترضان را هم تایید می‌کند.

محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت هم امروز در نشست خبری خود در پاسخ به پرسش خبرنگار اسوشیتدپرس در خصوص اینکه گفته می شود تعدادی از بازداشت شدگان در حادثه سفارت عربستان از نیروهای مخالف دولت و هم برخی از نیروهای وابسته به عربستان بوده اند، گفت: حتی می شود به این فهرست اسرائیل را نیز اضافه کرد. زیرا این اقدام هم منافع ما را مخدوش و هم موضع طرف تخاصم را تقویت می کند.

پیش از این برخی منابع خبری گفته بودند که در جریان اعتراض مردم به جنایت رژیم آل سعود، نکته ای که خیلی زود به چشم آمد، آتش گرفتن بخشی از ساختمان سفارت سعودی در تهران بود؛ حادثه ای که گویا از پیش طراحی شده بود، ولی ظاهرا در انجام این برنامه عوامل وابسته به سفارت سعودی در داخل سفارتخانه مقداری عجله به خرج دادند و پیش از اینکه دانشجویان به سفارت نزدیک شوند، آتش خودجوش شعله ور و مشخص شد که سناریوی سعودی ها در این ارتباط چه بوده است



بازدید : 467

[ سه شنبه 15 دی 1394 ] [ 19:07 ] [ خادم ولایت ]
[ ]

ابراهیمیان در گفت‌وگو با تسنیم:

نجات‌الله ابراهیمیان

سخنگوی شورای نگهبان با بیان اینکه شرکت نکردن هر کدام از کاندیداها در آزمون علمی اجتهاد خبرگان رهبری انصراف از کاندیداتوری آنها تلقی نمی‌شود، گفت: داوطلبی که از آزمون خبرگان انصراف دهد شرط اجتهادش احراز نمی‌شود.

نجات‌الله ابراهیمیان سخنگوی شورای نگهبان در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم، شرکت نکردن در آزمون عملی خبرگان توسط داوطلبان این دوره از انتخابات را به منزله انصراف از کاندیداتوری ندانست و گفت: شرکت نکردن هر کدام از کاندیداها در آزمون علمی اجتهاد خبرگان رهبری که امروز برای داوطلبان نمایندگی مجلس خبرگان رهبری برگزار شد، انصراف از کاندیداتوری آنها تلقی نمی‌شود.

وی افزود: شرکت نکردن در آزمون علمی اجتهاد خبرگان رهبری باعث می‌شود که کاندیدای مورد نظر که از شرکت در آزمون خودداری کرده، نتواند شرط اجتهاد را احراز کند و عدم احراز شرایط وی اعلام می‌شود.

ابراهیمیان در ادامه اظهار داشت: انصراف از داوطلبی نمایندگی مجلس خبرگان رهبری آئین ویژه خودش را دارد و باید کتبا به مراجع قانونی درخواست‌شان را اعلام کنند، صِرف نیامدن و در امتحان شرکت نکردن، انصراف تلقی نمی‌شود.

وی خاطرنشان کرد: هر کدام از داوطلبان نمایندگی مجلس خبرگان رهبری که در آزمون امروز شرکت نکرده‌اند، در صورت انصراف باید در نامه‌ای کتبی درخواستشان را به استانداری‌ها، فرمانداری‌ها یا ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام کنند.

سخنگوی شورای نگهبان درباره جزئیات آزمون علمی خبرگان رهبری که امروز برگزار شد، گفت: از تعداد 537 نفر که برای شرکت در آزمون علمی اجتهاد خبرگان رهبری دعوت شده بودند، نزدیک به 400 نفر که شامل 74 درصد دعوت‌شدگان می‌شود، در این آزمون شرکت کرده‌‌اند.

ابراهیمیان در پایان تاکید کرد: روند بررسی صلاحیت کاندیداهای مجلس خبرگان رهبری تا 6 بهمن پایان می‌یابد.



بازدید : 491

[ سه شنبه 15 دی 1394 ] [ 18:31 ] [ خادم ولایت ]
[ ]

متن کامل رنجنامه حسین فدایی خطاب به هاشمی رفسنجانی منتشر شد

به گزارش خبرگزاری تسنیم، متن رنجنامه حسین فدایی دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی خطاب به هاشمی رفسنجانی منتشر شد:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ﴿1﴾ مَلِکِ النَّاسِ﴿2﴾ إِلَهِ النَّاسِ﴿3﴾ مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ﴿4﴾ الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ﴿5﴾ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ﴿6﴾

رنج‌نامه

حضرت آقای هاشمی رفسنجانی

با عرض سلام

مواضع شما را در روزهای اخیر و در ثبت نام مجلس خبرگان رهبری مشاهده کردم، فرموده بودید: «امیدواریم این انقلاب به حضرت حجت(عج) واگذار شود و ما نیز زیر نظر این امام زنده و غایب، راهمان را به‌درستی بپیماییم».

مواضع جنابعالی را از ابتدای انقلاب مرور و بازخوانی کردم تا ببینم آیا مسیری که جنابعالی از ابتدای انقلاب اسلامی تا به امروز پیموده‌اید در راستای آرزویی می‌باشد که بیان کردید و یا آنکه خدای ناخواسته به‌عکس است؛ لذا این رنجنامه را تقدیم می‌کنم شاید مؤثر افتد.

حمایت از منافقین و جنبشی‌ها
در اثنای مبارزات قبل از انقلاب، هرچند مطالبی در مورد جنابعالی شنیده بودم ولی اولین‌بار که توفیق دیدار شما را پیدا کردم در زندان اوین بود. در آن زمان از کمیته مشترک به اوین منتقل شده بودم و در آنجا در سلول انفرادی بودم. هنگام اولین ملاقات با خانواده وقتی در اتاق انتظار ملاقات، زندانیان سیاسی را جمع و مأمورین زندان چشم‌بند را از روی چشمانم باز کردند، عده‌ای زندانی در کناری بودند و یک فرد روحانی تنها در کناری دیگر ایستاده بود؛ متوجه شدم که از طرف چپی‌ها (مارکسیست‌ها) و منافقین (سازمان مجاهدین خلق) در بایکوت قرار گرفته‌اید. با اعتقادی که به روحانیت داشتم به‌طرف شما آمدم و حال و احوالی کردیم و علی‌رغم توجهی که معمولاً به یک زندانی جدید می‌شد، شما را ترجیح دادم. بعدها که از سلول انفرادی به بند عمومی منتقل شدیم به بند علما و روحانیون (مذهبیون) آمدم و آشنایی بیشتری با شما حاصل شد، هرچند مجال آن کوتاه بود و شما آزاد شدید. اما آنچه در این مدت برایم جلب‌توجه می‌نمود سؤال‌های شما از محیط بیرون و فضای دانشگاهی بود و نگرانی‌تان از افکار افرادی همچون دکتر پیمان و امثالهم؛ چراکه این افکار را خطرناک می‌دانستید. این دقت نظر برای من که یک جوان 20، 21 ساله بودم بسیار قابل‌توجه بود. البته داستان حمایت‌های شما از منافقین (سازمان مجاهدین خلق) و فاصله‌گیری شما پس از تغییر ایدئولوژی آنها و برخوردهایشان با روحانیت در زندان را نیز کمابیش می‌دانستم.

با این خاطره که از شما در ذهن داشتم، پس از پیروزی انقلاب اسلامی دعوت از افرادی چون دکتر پیمان برای عضویت در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، برایم بسیار سؤال‌برانگیز بود. بعدها نیز در رابطه با حمایت شش‌دانگ شما از آقای بهزاد نبوی در ماجرای انفجار دفتر نخست‌وزیری که منجر به شهادت آقایان رجائی و باهنر شد ــ آن‌ هم در خطبه‌های نماز جمعه ــ و همچنین هنگام رأی اعتماد وزارت صنایع سنگین، همچنین زمانی که در رابطه با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی خدمت رسیدیم و ماجراهای سازمان را مطرح کردیم و نیز آن هنگام که نگرانی خود را از خط 3 و باند مهدی هاشمی (سال 62 ــ 61) برای شما تشریح کردیم ولی حضرت‌عالی به‌عنوان رهنمود فرمودید که "مراقب باشید آتش‌بیار معرکه نشوید"(!)، بر تعجب ما افزوده شد. اما به‌هرحال چون تصور ما این بود که حضرت‌عالی سرباز و یار حضرت امام(ره) هستید، بر این نکات تمرکز نکردیم.

اصرار بیش‌ازحد بر پذیرش قطعنامه خلاف نظر امام خمینی(ره)

آنچه برای ما غم‌انگیزتر بود اصرار بیش‌ازحد شما ــ علی‌رغم نظر حضرت امام خمینی(ره) ــ بر پذیرش قطعنامه بود. آن زمان که فشارهای بین‌المللی و لیبرال‌ها و ضدانقلاب و منافقین و آقای منتظری و بیت ایشان بر حضرت امام(ره) و ملت ایران برای القا و تحمیل قطعنامه به جمهوری اسلامی بود و راهبرد حضرت امام(ره) و ملت ایران و رزمندگان «جنگ جنگ تا پیروزی» بود، شما به‌دنبال پذیرش قطعنامه بودید. این‌که چنین تحلیل و نظری داشتید، شاید چندان مهم به نظر نرسد، ولی مسئله پراهمیت این است که برای تحقق نظرتان در فرماندهان ایجاد تردید کردید. «خط تردید» بزرگ‌ترین اشتباه استراتژیک شما بود که برای به راه انداختن آن تلاش کردید و هم‌عرض دیدگاه امام(ره) این خط را بر ملت ایران تحمیل کردید، نام آن را نیز عقلانیت گذاشتید و به فرماندهان و رزمندگان سپاه گفتید همه موافق قبول قطعنامه هستند؛ الّا شما و اگر شما کوتاه بیایید حضرت امام(ره) هم قبول می‌کنند.

تئوریزه‌کردن «خط تردید» و تندرو خواندن مخالفینِ آن

آقای هاشمی
تئوریزه کردن «خط تردید» و عقلانی جلوه دادنش و تندرو خواندن مخالفینِ آن، بزرگ‌ترین خطای شما بود و متأسفانه نه‌تنها هیچ‌گاه در خود تردید نکرده بلکه همواره مخالفین را مذمت نمودید. ولی ای‌کاش این «خط تردید» را لحظه‌ای نسبت به افکار خود تقویت می‌کردید تا شاید ... .

البته خوب می‌دانید که امام و ملت ایران و بچه‌های حزب‌اللهی هیچ‌گاه جنگ‌طلب نبوده و نیستند؛ بلکه بر عزت ملی و غیرت ملی تأکید داشته و دارند؛ هیچ‌گاه به وعده‌های نظام سلطه اعتماد نداشته و ندارند و بزرگ‌ترین مصداق و دلیل آن هم همین قطعنامه 598 بود. دشمنان چقدر به وعده‌های خود عمل کردند؟ آیا متجاوز (صدام) محاکمه شد؟ بر مردم عادی کوچه و بازار هم معلوم بود که ماشین جنگی صدام با کارگردانی و حمایت و پشتیبانی قدرت‌های جهانی کوک شده و محاکمه صدام یعنی محاکمه خودشان و آنها هرگز زیر بار چنین موضوعی نخواهند رفت، بگذریم ... .

حمایت از مرام اقتصادی موسوی و چرخش 180درجه‌ای به‌سمت تعدیل اقتصادی و تشدید فشار معیشتی به مردم

جناب هاشمی

حضرت‌عالی در دوران ریاست‌جمهوری خویش با در پیش گرفتن سیاستِ تعدیل اقتصادی از مرام اقتصادی دولت آقای میرحسین موسوی ــ که می‌دانیم مورد حمایت شدید جنابعالی بود ــ یعنی اقتصاد بسته و دولتی به‌سمت اقتصاد باز و آزاد، طی یک چرخش 180درجه‌ای در خط‌مشی، تغییر رویکردی آشکار دادید؛ به‌گونه‌ای که در خطبه‌های نماز جمعه که تا دیروز بر عدالت اجتماعی تأکید داشتید ازآن‌پس مردم را به مانور رفاه و مصرف‌گرایی دعوت کردید و چه بسیار خیرخواهان و دوستان که شما را نصیحت کردند و گوش فرا ندادید.

سوگوارانه باید عرض کنم که در دوران دولت جنابعالی فرصت‌های زیادی از دست رفت. عده‌ای از بستگان و اعضای حزب دولت‌ساخته که شما را پدر معنوی خود می‌دانند و شما نیز خود را برادر معنوی آنها معرفی کردید آن‌چنان شما را احاطه کردند که صدای دیگری را یا نمی‌شنیدید و یا حسابی برای آن باز نمی‌کردید. فشار اقتصادی آن‌قدر بر مردم زیاد شد که حوادث و رخدادهای 13 آبان، مشهد، اسلام‌شهر و ... رخ داد ولی علت وقوع آنها را ریشه‌یابی نکردید. کسبه جزء، حتی فروشندگان تره‌بار هم قیمت‌ها را افزایش می‌دادند و علت را که جویا می‌شدید می‌گفتند "چون دلار گران شده پس ما هم گران می‌کنیم". این در شرایطی بود که عده‌ای از نزدیکان شما خیلی معمولی و با صراحت می‌گفتند که بستگان رئیس‌جمهور بایستی با بستگان رؤسای جمهور دنیا ارتباط و حشرونشر داشته باشند؛ و قطعاً برای اینکه کم نیاورند، روی آوردن به زندگی و مشرب اشرافی و گذراندن اوقات فراغت و تفریحات در اروپا و جزایر تفریحی و... امری طبیعی است. و یا اظهار می‌داشتند که در دنیا برای اجرای سیاست تعدیل اقتصادی دولت‌ها با معترضین برخورد می‌کنند و کشتن آنها هزینه‌ای است که برای تعدیل اقتصادی و اصلاحات اقتصادی غربی باید پرداخت تا کشور شکوفا شود!!

شکل‌گیری تهاجم فرهنگی، طبقه ممتاز و اشرافیت دولتی در دولت هاشمی

وای بر ما! این تذهبون؟

به‌راستی، زندگی ملت رهاشده از جنگ و مستضعفین کجا و زندگی مرفه بی‌دردان و دنیاطلبان کجا؟!

آن هنگام که هشدارها و فریادهای رسا و بلند رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالی) نسبت به مسائلی همچون تهاجم فرهنگی، مذمت شکل‌گیری طبقه ممتاز، اشرافیت دولتی و امثالهم به گوش می‌رسید نیز واکنش مناسب از شما ندیدیم و فی‌المثل اگر به وزیری از مشکلات اقتصادی و گرانی انتقاد می‌شد می‌گفت "تو هم سوسیالیست شده‌ای؟!" (کما اینکه اخیراً هم این جمله از وزیری دیگر شنیده شده است).

در دوران شما فکر و فعالیت اقتصادی غلط آن‌چنان حاکم شد که در شهرداری هر کاری امکان‌پذیر شد؛ البته به‌قول معروف «قیمت آن متفاوت بود.» دستگاه اطلاعاتی نیز که باید چشم نظام و دیده‌بان آن برای رصد کجی‌ها باشد وارد عرصه‌های اقتصادی فاسد شد و علی‌رغم نظر رهبر معظم انقلاب به کارش ادامه داد و شما حمایت می‌کردید.

آقای هاشمی، ما دیدیم که خط نفوذ دشمنان قسم‌خورده ملت ایران وارد حریم خصوصی و خانوادگی مدیران کشور شده و در حال آلوده‌سازی فرزندان آنها است؛ اما دریغا که هشدارها فایده‌ای نکرد.

سپردن مسئولیت مرکز تحقیقات استراتژیک به کسی که ولایت فقیه را قبول نداشت

جناب آقای هاشمی!

برای ما این نکته نیز بسیار تعجب‌برانگیز بود که مسئولیت مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری را به کسی واگذار کردید که ولایت فقیه را قبول نداشت و جالب آنکه آنجا کانون فعالیت گروه‌ها و احزابی شد که نه‌تنها به‌دنبال ترویج لیبرالیسم در فضای جامعه بودند، بلکه حتی علیه شما و دولت شما رسماً فعالیت می‌کردند و علیه ارزش‌های انقلاب مطلب می‌نوشتند و شما می‌دانستید و به این مسئله تن دادید؛ چرا؟

توهم ریاست‌جمهوری مادام العمر!!

توجه داشتید که قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 76 اطرافیان شما تلاش زیادی کردند که محدودیت زمانی قانون اساسی را برای ریاست جمهوری نادیده بگیرند تا جایی که اگر امکانش باشد ریاست جمهوری شما را مادام العمر کنند، به‌راستی واکنش شما در خصوص این‌گونه عملکردها چه بود؟

وقتی در رابطه با فساد و ریخت و پاشهای مدیریتی هشدار داده می‌شد می‌گفتید وقتی قطار توسعه اقتصادی و سازندگی حرکت می‌کند 5 تا 10درصد ریخت و پاش امری طبیعی است و این نگاهی وارداتی است نه مبنی بر اسلام ناب محمدی(ص) و توجه به محرومین و مستضعفین.

ناطق نوری را شما ناکام کردید! پاسخ مشارکتی‌ها به خیرخواهی شما!

جالب است در انتخابات دوم خرداد، در حالی که همه و از جمله شخص آقای ناطق انتظار داشتند از وی حمایت کنید، با کمال تعجب شما همسو با جریان موسوم به چپ ــ همانها که در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری بهشان بال و پر دادید ــ در نماز جمعه سناریوی تردید و احتمال تقلب را تقویت کردید. به این ترتیب جمله «بنویسید خاتمی می‌خوانند ناطق» آقای ناطق را که کاملاً به شما نزدیک بود با ناکامی مواجه کرد. در انتخابات 76 بود که خیلی‌ها میزان وفاداری شما به نزدیکترین دوستانتان ــ از جمله آقای ناطق ــ را فهمیدند و ای‌کاش آقای ناطق نیز همین حقیقت را درک می‌کرد!

آیا یادتان هست که چند صباح بعد، مشارکتی‌ها در انتخابات مجلس ششم از خجالت شما در آمدند و هدیه‌ای را که در دوم خرداد از شما دریافت کرده بودند در زمستان 78 به شما عودت دادند!!

و دیدید که کودتای نرم و سخت 18 تیرماه سال 1378 را رقم زدند و اگر نگوییم کارگردانی کردند ولی همراه و مؤید خوبی بودند تا اسباب به آتش کشاندن میراث امام و شهدا و ملت ایران را فراهم آورند که خدا نخواست.

ــ شما دیدید که آنها تمامی شخصیت شما را به استهزا گرفتند.
ــ شما دیدید که آنها میراث امام را به آتش کشیدند.
ــ شما دیدید که بیشترین دشمنی آنها با شما بود.
ــ شما دیدید که آنها دنبال حکومت سکولار هستند.
ــ شما دیدید که آنها خط امام را تحریف می‌کنند.
ــ شما دیدید که آنها تحت تأثیر خط نفوذ، هضم در نظام ظالمانه جهان را پذیرا هستند.
ــ شما دیدید خط افراط و رادیکال را آنها دنبال می‌کنند.
ــ شما دید که آنها جهاد، گذشت و ایثار بسیجیان را به خشونت‌طلبی معنا کردند.

اما در مقابل چه کردید؟

آنچه شرط بلاغ بود به شما گفته بودیم؛ اما دریغ از گوش شنوا

و ما علی‌رغم بی‌مهری‌ها و کم‌لطفی‌ها به‌خاطر امام و شهدا و انقلاب حاضر شدیم با شما کار کنیم، به‌عنوان محور وحدت از شما دعوت کنیم و شما به‌بهانه فراجناحی بودن امتناع ورزیدید. حتی قبل از انتخابات خبرگان رهبری خدمت شما رسیدیم و عرض شد که در شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی به‌تبعیت از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اسامی نامزدهای سراسر کشور را در یک جلسه به جمع‌بندی رسیدند ولی در مورد حضرت‌عالی در دو جلسه بحث و بررسی با اختلاف یک رأی حضرت‌عالی رأی آوردید (که موجب شد خانم وحید دستجردی به اعتراض بر قرار گرفتن نام شما در فهرست از جمعیت بروند).

آنچه دوستان و اعضای شورای مرکزی از سوز دل و خیرخواهی و حضوری در جلسه در اعتراض و انتقاد به شما مطرح کردند عبارت بود از:

1) اجرای مشی اقتصادی و سیاست تعدیل که منجر به حمایت از سرمایه‌داران بی‌درد و نادیده انگاشتن توده مردم و مستضعفین می‌شود.

2) برخی اطرافیان شما (حزب دولت‌ساخته کارگزاران) در مسائل اقتصادی علاوه بر بند 1، حساسیتی نسبت به فساد اقتصادی و مالی ندارند.

3) بستگان شما علاوه بر بند 1 و 2 سلوکشان شکل دادن به یک طبقه ممتازه و ویژه‌خواری را تداعی می‌کند.

4) در بخش فرهنگی در دوران دولت شما مشکلات جدی ظهور و بروز کرد.

5) در مسائل خارجی سیاست تنش‌زدایی یعنی وادادگی را اتخاذ کردید؛ گویا ایران کاری کرده که حالا بیاید رفع تنش کند!

و مهمتر اینکه دیدگاه شما با دیدگاه حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری زاویه دارد و این موجب گسست فکری در نظام می‌شود.

پس از بیان محورهای انتقاد به مشی مدیریتی دولت کارگزاران، جنابعالی در مقام پاسخ‌گویی همه موارد را نفی کردید و بیان داشتید که تعداد دانشجویان، مدارس و... زیاد شده و ثانیاً ابزارهای فرهنگی در اختیار رهبری است نه دولت که شگفتی زیادی برای دوستان ایجاد کرد که فی‌‌المجلس واکنش نشان دادند.

جناب آقای هاشمی

ملاحظه می‌فرمایید که بچه‌های حزب‌الله از روی تعهد و وظیفه آنچه شرط بلاغ بود انجام دادند و صادقانه بارها و بارها مشکلات و انتقادات را برای شما بیان کردند اما دریغ از گوش شنوا.

حاضر نشدید به وحدت حزب‌الله کمک کنید! و با مخالفین ائتلاف کردید؟!

پس از کودتای نرم و غائله 18 تیر 78 که همه نیروهای حزب‌الله را نگران کرد، گروه‌های سیاسی اصول‌گرا گرد هم جمع شدند تا چاره‌اندیشی کنند. آنها وفاق بین همه وفاداران به نظام را ضروری دانستند و جهت شکل‌گیری این وفاق محوریت شما را جمع‌بندی کردند و همگی خدمت رسیدند و تحلیل خود را ارائه دادند و از شما برای محوریت وفاق همه نیروهای معتقد به نظام دعوت کردند، اما شما علی‌رغم قبول تهدیدها و چالش‌ها و ضرورت وفاق و وحدت فرمودید "دوم خردادی‌ها در قدرت هستند و شما در ضعف هستید و من هم فراجناحی هستم" و تحقیرآمیز گفتید "دلم برای شما می‌سوزد" و حاضر نشدید به وحدت حزب‌الله کمک کنید! و ما چه می‌دانستیم که بنا دارید با مخالفین خود ائتلاف کنید؟! هرچند اگر در انتخابات دوم خرداد دقت می‌شد معلوم بود که طراحان کارگزار و آقایان مرعشی و کرباسچی از فعالان صحنه هستند. آنان اولین کسانی هستند که اتهام ناجوانمردانه تقلب را به جمهوری اسلامی زدند و صریحاً تبلیغ کردند که پای صندوق‌های رأی مردم می‌نویسند خاتمی ولی خوانده می‌شود ناطق؛ شما می‌دانستید و توی دهان آنها نزدید و بلکه آن‌را فرصتی تلقی کردید تا نامزد موردنظر حزب‌الله رأی نیاورد.

ماجرای قدرت‌طلبی‌ها تمام نشد

القصه؛

ماجرای قدرت‌طلبی تمام نشد و روزبه‌روز به‌شکلی دیگر ادامه یافت. مردم فهمیدند هاشمی دهه 70 با هاشمی دهه 60 و هاشمی دهه 80 با هاشمی دهه 70 تفاوت دارد.

مردم دیدند همان تیم اقتصادی که در دولت میرحسین موسوی دنبال اقتصاد بسته و دولتی بود، در دولت هاشمی با شعار اقتصاد آزاد و اقتصاد باز به میدان آمده و در دولت آقای خاتمی هم فعال مایشاء است، چنانچه در دولت احمدی‌نژاد و الآن هم در دولت روحانی همان فکر میدان‌داری می‌کند؛ البته ممکن است بعضی عوض شده باشند ولی فکر همان فکر است. این فکر و اندیشه اقتصاد لیبرال ــ آن هم ناقص و با اشکال مختلف عاریه‌ای و وارداتی با الگوهای صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی ــ است که بیش از 30 سال است که تلاش می‌کند تا خودش را بر کشور تحمیل کند و فرصت نداده تا اقتصاد ملی و اسلامی وارد صحنه شود.

دائماً می‌گفتید "می‌آیم، نمی‌آیم"! آمدید و شکست خوردید

جناب آقای هاشمی

چه‌کسی باید پیشتاز تحقق اسلام ناب محمدی‌(ص) و اندیشه ناب امام خمینی‌(ره) در حوزه اقتصاد می‌شد؟ شما کدام جبهه را تقویت کردید؟!

به‌هرحال یک سال قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 84 اعضای شورای مرکزی جمعیت ایثارگران خدمت شما آمدیم ــ بااینکه به وفاق کمک نکردید و علی‌رغم آنکه با مخالفین و منتقدین خود ائتلاف کرده بودید و با همه ناملایماتی که از سوی شما مشاهده شد ــ و عرض کردیم شما نیروهای نسل اول انقلاب هستید، اوضاع کشور خوب نیست و یاران امام بایستی برای نسل آینده کمک کنند تا کادر سازی شود، لازم است جوانان و تازه‌نفس‌ترها به میدان بیایند، گردش نخبگان صورت گیرد، چرخش قدرت شود، به جوانان بها داده شود و دیگر حضور نسل اولی‌های مانند شما در عرصه انتخابات به‌مصلحت نیست. هرآن‌چه را تحلیل کردیم قبول کردید و تشویق نمودید و گفتید که بنا دارید در انتخابات وارد نشوید ولی تا آستانه انتخابات هرروز مطلبی مطرح کردید و دائماً می‌گفتید "می‌آیم، نمی‌آیم"! و در آخر با اینکه متوجه شدید مقام معظم رهبری مصلحت شما را در آمدن به عرصه انتخابات ندیدند ولی تصمیم گرفتید که وارد رقابت شوید. بار دیگر و در آستانه انتخابات سال 84 ریاست جمهوری خدمت رسیدیم و شما را یادآور ملاقات یک سال قبل کردیم و فرمودید "همه آن حرف‌ها را که گفتید یادم هست و قبول دارم ولی اگر اصول‌گرایان وحدت کنند، نمی‌آیم". گفتیم "کمک کنید تا وحدت شود؛ ما طی توافقاتی که داشته‌ایم قرار است هرکس در سنجش افکار عمومی بالاتر باشد از وی حمایت کنیم" و شما گفتید "اگر روی آقای ولایتی تفاهم کنید من حمایت می‌کنم و نمی‌آیم". عرض کردیم "بنای ما این است که هرکس در سنجش بالاتر باشد و الآن آقای قالیباف بالاتر است" و گفتید "ایشان سرهنگ است و اهل پادگان" و حاضر نشدید کمک کنید. ما عرض کردیم "در بهترین حالت اگر شما بیایید انتخابات دومرحله‌ای می‌شود و نفس دومرحله‌ای شدن یک افت برای شما است و مصلحت شما نیست"، قبول کردید؛ ولی فرمودید "دوستان ما سنجش کرده‌اند همین الآن که من تصمیم نگرفته‌ام برای آمدن، 57 درصد رأی دارم". عرض کردیم "ما از این سنجش خبر داریم، نظرسازی است که اطرافیان شما انجام داده‌اند و علمی نیست و ساختگی است" و با این مذاکره جدا شدیم و شما تحت تأثیر جریانات مشکوک و لیبرال‌ها وارد صحنه شدید و با دست خودتان زمینه رأی‌آوری آقای احمدی‌نژاد را فراهم کردید.

حمایت ضدانقلاب و مارکسیست‌ها و لیبرال‌ها و امثالهم در مرحله دوم انتخابات 84

جناب آقای هاشمی

چه بگوییم از ستاد تبلیغات انتخابات شما و کارناوال‌هایی که راه انداختند و برچسب‌های 2005 که تولید کردند! به‌راستی چه‌کسانی برای شما تبلیغ می‌کردند و چه می‌توان گفت از آن فیلم تبلیغاتی و به‌اصطلاح دیدار صمیمی با جوانان و...؟

و چه بگوییم از مرحله دوم انتخابات که همه ضدانقلاب و مارکسیست‌ها و لیبرال‌ها و امثالهم از شما حمایت کردند و دوقطبی احمدی‌نژاد و هاشمی رقم خورد که طبعاً نتیجه کار برای هر انسان منصفی معلوم بود؟

کار شما برای رأی‌آوری به کجا رسیده بود؟!!

در همان زمان مطلع شدیم که اتاق‌های فکر و کمیته پشت‌صحنه به ستادهای شما خط داده‌اند؛ "ساعت 12 امشب اگر اسم آقای هاشمی از صندوق درنیامد بریزید جلوی وزارت کشور و در خیابان‌ها و اعلان کنید تقلب شده". خوشبختانه این خبر زودهنگام لو رفت و به حضرت‌عالی منعکس شد و شما هم به برادرتان منعکس کردید و این فتنه تااندازه‌ای کور شد. چون معترضین سازماندهی شده کمتر از هزار نفر آمدند و شعار تقلب سردادند و فتنه خنثی شد؛ ولی متأسفانه همان جریان نفوذ موفق شد، این سناریو را بعدها به نتیجه رساند.

جالب‌تر آنکه فرزند عزیزتان و البته به‌قول شما مظلوم(!) آقای مهدی هاشمی، قبل از انتخابات 84، در تاریخ دوم ژوئن 2005 در مصاحبه با روزنامه آمریکایی «یو.اس.ای تودی» جملاتی بر زبان راند که شرم بر چهره انسان از بازگو کردن آن می‌نشیند، اما برای بازخوانی تاریخ باید بگویم که او در این مصاحبه گفت: «پدرم در صورت انتخاب مجدد به‌عنوان رئیس جمهوری، قانون اساسی را به‌منظور کاهش قدرت رهبری و تبدیل آن به مقامی تشریفاتی نظیر «ملکه انگلیس» تغییر خواهد داد».

البته همین آقازاده عزیزتان همان زمان بارها برای ما پیغام فرستاد "اگر پدرم رئیس‌جمهور شود حاضریم 4 یا 5 وزارت‌خانه را به شما بدهیم" و بعد هم تهدید کرد "اگر برای ژنرال ما مشکل پیش آید ژنرال شما را می‌زنیم".

وای بر ما، کار شما برای رأی‌آوری به کجا رسیده بود؛ از گریه با جوانان تا حمایت ضدانقلاب؛ از تطمیع توسط فرزندتان تا تهدید توسط ایشان.

پس باید پرسید «فاین تذهبون»؟!

کینه حزب‌الله را به دل گرفتید

آقای هاشمی

چه شده که چنین شتابان مسیر افول را انتخاب کرده‌اید؟! ما را کاملاً از خود مأیوس کرده‌اید. حزب‌الله نهایت حسن نیت خود را نسبت به شما نشان داد ولی شما حاضر نشدید کمی توجه و تأمل‌کنید. کینه حزب‌الله به دل گرفتید و همه را با احمدی‌نژاد یکی فرض کردید که حتماً اشتباه کردید! شما هیچ می‌دانید بسیاری از بزرگان که از حضرت‌عالی حمایت می‌کنند نه به این دلیل است که در شما اشکال نمی‌بینند بلکه برای بازدارندگی از شکل‌گیری منتظری دیگری هستند، متأسفانه شما هیچ متوجه این معنا نیستید.

خط 3 که در دهه 60 مخالف شما بود با تمام قامت به‌همراه کارگزاران و فرزندان شما به صحنه آمدند تا به‌بهانه حمایت از شما از دولت وقت انتقام بگیرند و خودشان را برای انتخابات سال 88 آماده کردند و خدا می‌داند که چه تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی شد، چه پول‌ها که خرج شد، چه ارتباطاتی که برقرار شد و چه کارشناسان داخلی و خارجی‌ای که به کار گرفته شدند تا در 88 احمدی‌نژاد رأی نیاورد. کلید فتنه با اسم رمز تقلب مدت‌ها قبل از انتخابات سال 88 زده شد که دلیل آشکارش راه انداختن کمیته صیانت از آرا‌ بود.

دردمندانه عرض می‌کنیم که در همه صحنه‌های آشکار و پنهان فتنه ــ از اتاق‌های فکر پشت‌صحنه گرفته تا تظاهرات آشکار جریان فتنه ــ همه و همه جای پای بستگان و نزدیکان آقای هاشمی به چشم می‌خورد.

بر اساس چه اطلاعاتی دود آتش فتنه‌گران را دیده و پیش‌بینی کردید؟

قبل از شروع فتنه 88 که به‌قول خودتان در آخرین نماز جمعه، اسم بحران روی آن قرار دادید، در نامه بدون سلامی که با رضایت و موافقت جنابعالی رسانه‌ای شد، خطاب به ولی فقیه اعلام کردید که اگر به پیشنهادهای شما توجه نشود، آتش و دود آن بعد از انتخابات، جامعه را فرا‌ خواهد گرفت و چطور همان شد که شما گفتید، حال آنکه هیچ‌گاه حاضر نشده‌اید به سؤال افکار عمومی جواب دهید: بر اساس چه اطلاعاتی، دود آتش فتنه‌گران را دیده و پیش‌بینی کرده‌اید؟ و همچنین گفتید: «بااین‌همه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریان‌ها این وضع را بیش از این برنمی‌تابند و آتش‌فشان‌هایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدان‌ها، خیابان‌ها و دانشگاه‌ها مشاهده می‌کنیم.» و البته راست هم می‌گفتید چرا که فرزندانتان میدان‌دار این صحنه بودند! و در آخر نامه با بیت شعری کنایه‌آلود گفتید:
سر چشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گرفتن به پیل

و حال آنکه شما از همه اینها مطلع بودید و به‌جای برخورد با این عناصر فتنه‌گر که داشتند کشور را به آتش فتنه خود می‌سوزاندند و به‌سمتی می‌بردند تا سوریه‌ای دیگر در ایران عزیز ما رقم بزنند و به‌جای تلاش برای فرونشاندن آتش فتنه قدرت‌طلبان که معلوم بود ایادی استکبارند، عکس العمل شما آن نامه بدون سلام شد که حاوی تهدیدات متعدد به رهبری و مجموعه نظام بود.

فیلم فائزه هاشمی را دیدید، اتفاقی نیفتاد!

فی‌المثل وقتی به شما گفته شد دخترتان فائزه خانم در تظاهرات بوده و چنین و چنان شعارهایی داده، گفتید "فیلمش را بدهید" و وقتی فیلم را هم دیدید، نه‌تنها اتفاقی نیفتاد بلکه به‌عکس حضور آنها در فتنه بیشتر شد و ما هیچ‌گاه از جنابعالی درباره برائت از حضور و مدیریت تظاهرات توسط فرزندانتان، ندیده و نشنیدیم.

نسبت نادرست دادن به فرماندهان سپاه و آیت‌الله ری‌شهری و شراکت در فتنه 88 با موسوی

کار به جایی رسید که شما برای اثبات ادعای تقلب، استشهاد غلط به فرماندهان سپاه دادید و نقل غلط از آیت‌الله ری‌شهری کردید. آقای هاشمی! روح امام و شهدا را عذاب دادید وقتی در جلسه 4نفره با حضور میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی و سید حسن خمینی گفتید کف نظر آقای میرحسین ابطال انتخابات است. با این اقدامات و موضع‌گیری‌هایتان فرصت رجزخوانی و تجرّی برای نظام سلطه و سفیران آن، منافقین و ضدانقلاب را فراهم آوردید و حاضر نشدید به دهان میرحسین بزنید. البته نه شما و نه خاتمی و نه آقای سیدحسن به دهان میرحسین نزدید و در این ماجرا شریکید.

اعوجاج و شک و تردید را در نماز جمعه جبران نکردید

در روز 26 تیرماه سال 88 (که به‌قول خودتان نماز جمعه تاریخی بود) و به‌شهادت تاریخ و اسناد که مورد حمایت جریان ضدانقلاب، معاندین خارجی، سکولارها، ملی‌مذهبی‌ها و منافقین بود، به‌عنوان یگانه رهبر جریان فتنه، همان خواسته‌های خود در نامه بدون سلام را از تریبون مقدس نماز جمعه تکرار کردید و قطعاً می‌دانید اکثریت کسانی که در آن نماز جمعه حامی شما بودند، هیچ قرابتی با مقدسات شرعی و نماز نداشتند تا جایی که به آن شکل در صف نماز جماعت حاضر شدند و به‌امامت شما اقتدا کردند.

به‌راستی آقای هاشمیِ یار و یاور امام و رهبری، حالا یارو یاور چه جریانی شده بود؟ چرا دشمنان قسم‌خورده ملت ایران به او دل‌خوش کرده بودند؟ چرا ضدانقلاب به او استشهاد و استناد می‌کردند؟!

آه از این‌همه اعوجاج و شک و تردید! آه از این‌همه شاد کردن دل دشمن! آه از این‌همه تغییر در کسی که خود را یار امام و دوست، همراه، همسنگر دیروز، امروز و فردای رهبری می‌داند!

قربان دل رهبر عزیز و خانواده شهدا و ملت مظلوم ایران که حالا شاهد یک‌دندگی‌ها و غرور اصحاب و یاران بنیان‌گذار انقلاب بودند. از میرحسین و کروبی و خاتمی بگذریم، جناب هاشمی، شما چرا چنین کردید؟!

قوه قضاییه را تحت فشار قرار دادید که مهدی هاشمی را تبرئه کند

اگر روزی فشارها برملا شود چه برای شما می‌ماند؟!

همکاری شما در بازگرداندن مهدی فراری، برای محاکمه وی، بسیار اقدام مناسبی بود، اما مع‌الاسف پس‌ازآن خطای دیگری که از شما سر زد آن بود که قوه قضاییه را با لطایف‌الحیل تحت‌فشار قرار دادید تا مجرم را تبرئه کند؛ داستان فشارها به قوه قضاییه و تلاش برای تبرئه مهدی و...اگر روزی برملا شود چه برای شما می‌ماند؟!

ماجرای نامزدی مجدد و انتخابات 92 نیز یک داستان مفصل و درس‌آموز است. هم انتخابات گذشت و هم مهدی محکوم شد که درس‌ها و عبرت‌هایش برای تاریخ و آیندگان به‌جای می‌ماند، ولی آنچه باعث شد این رنج‌نامه را بنویسم داستان تحریف تاریخ و مواضع حضرت امام خمینی(ره) و واقعیت‌های انقلاب بود. بسیار برایم رنج‌آور است که اصحاب امام، یاران انقلاب و مجاهدان دیروز را در حال ریزش ببینم. خدا می‌داند خوشحال نیستم که هیچ، غم و اندوه دارم که برای چه؟ چرا هاشمی حاضر است با دست خود عزت و افتخارات را پایمال کند؟ من نمی‌گویم شما قصد خیانت دارید ولی دردمندانه عرض می‌کنم نتیجه و آثار مواضع و اقدامات شما منجر به خیانت به انقلاب و ملت ایران می‌شود. چرا باید شما مطلبی را بیان کنید که خوراک و استناد رسانه بیگانه و دشمنان اسلام شود؟

سرنوشت مشترک هاشمی و منتظری
وقتی به‌یاد آقای منتظری می‌افتم سرنوشت مشترکی در ذهنم تداعی می‌کند. هنگامی که این جمله حضرت امام خطاب به آقای منتظری را در نامه 68.01.06 مرور می‌کنم که فرمودند «تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام» مرور می‌کنم، به این یقین می‌رسم که خداوند حکیم پاسخ رفتار غیرصادقانه و ناخالصانه را در دنیا و آخرت می‌دهد.

جناب هاشمی

متأسفانه واقعیت امر این است که شما از جایگاه یک انسان زیرک و سیاسی که مقابل دشمنان می‌ایستاد، تا جایگاه فردی که رهبری یک گروه سیاسی قدرت‌طلب را به‌دست گرفته، افول کرده‌اید. این کار مشاوره‌های غلط و اتاق‌های فکر ادراک‌ساز نفوذی است تا چنین شخصیت بزرگی را جلوی انقلاب و نظام قرار دهند؛ البته زمینه‌ها مهم است و آن زمینه‌ها این فرصت‌ها را به وجود می‌آورد.

مواضع افراطی سال‌های اخیر

جناب هاشمی

چگونه بگوییم در مسیر عدل و قسط قرار دارید؟ چگونه بگوییم دم‌زدن شما از عدالت و قسط واقعی است؟ چگونه بگوییم در تلاش برای بسترسازی ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) هستید در صورتی‌که جرم برخی از فرزندانتان با این‌همه پرونده اثبات شده و حکم صادر شده، ولی باز از ایشان تمام‌قد دفاع می‌کنید و در مقابل فرزندانتان نظام مظلوم جمهوری اسلامی را محکوم می‌کنید؟! آیا این دست‌اندازی‌ها و جرم‌های فرزندان شما شایسته ملت مظلوم ایران است که این‌گونه حامی‌شان هستید؟

برای روشن شدن بیشتر شما و افکار عمومی مروری بر مواضع این سال‌های اخیرتان دارم:

خاطره نامه به امام درباره شیطان بزرگ آمریکا

1 ــ شما در فروردین ماه سال 91 و در گفت‌وگویی با فصلنامه مطالعات بین‌المللی می‌گویید: «من در سالهای آخر حیات امام(ره) نامه‌ای را خدمتشان نوشتم، تایپ هم نکردم، برای اینکه نمی‌خواستم کسی بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح کردم و نوشتم که "شما بهتر است در زمان حیاتتان، این‌ها را حل کنید، در غیر این صورت ممکن است اینها به‌صورت معضلی سدّ راه آینده کشور شود. گردنه‌هایی است که اگر شما ما را عبور ندهید، بعد از شما عبور کردن مشکل خواهد بود..." یکی از این مسائل رابطه با آمریکا بود. نوشتم "بالاخره سبکی که الآن داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم، قابل تداوم نیست. آمریکا قدرت برتر دنیا است. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره می‌کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند و یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است"».

و جالب اینکه پس‌ازآنکه این اظهارات شما با واکنش نخبگان سیاسی و رسانه‌ها مواجه می‌شود، در توجیه ادعای خود گفتید: «اگر بحث‌هایم در مورد رابطه با آمریکا در آن نامه مورد ایراد بود، حتماً حضرت امام در همان زمان پاسخ من را می‌دادند».(!)

با توجه به قاعده «الاقرار العقلا علی أنفسهم جائز» می‌توان صحت ادعای شما در نگارش نامه را پذیرفت، اما اینکه شما سکوت امام را حمل بر رضایت ایشان کرده‌اید، سخت مبالغه‌آمیز و تحریف مکتب امام(ره) است. حتی اگر صحت ادعای شما مبنی بر عدم پاسخ امام را بپذیریم هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرد که سکوت امام به‌معنای موافقت با دیدگاه شما باشد. چه آنکه امام در پیش و پس از انقلاب در بسیاری از مسائل چالشی مطرح بین انقلابیون، همچون کتاب شهید جاوید و دکتر شریعتی، سکوت پیشه کردند و این را نمی‌توان به‌حساب موافقت ایشان با دیدگاه‌های انحرافی گذارد و مهمتر اینکه سرتاسر مواضع حضرت امام(ره) در سال پایانی عمر و حتی در وصیت‌نامه سیاسی الهی ایشان و در نامه عزل آقای منتظری (68.01.06) و پیام نوروزی ایشان در (68.01.01) همه و همه نفی دیدگاه و نظر شماست.

سخنان دشمن‌شادکن درباره سوریه

2 ــ شهریورماه 1392 و در اوج تبلیغات مستکبران علیه مقاومت و سوریه که با هدف حمله به این کشور و اشغال آن انجام می‌گرفت، جنابعالی نیز به‌سهم خود پازل طراحی‌شده نظام سلطه را تکمیل کرده و در مراسم سالگرد آیت‌الله صالحی مازندرانی ادعا کردید: «مردم سوریه بیش از 100هزار کشته و 8میلیون آواره دادند در داخل و خارج، زندان‌ها پر از مردم، زندان‌ها جا ندارد، بعضی از ورزشگاه‌ها را گرفتند، آنها را پر کردند، شرایط بدی بر مردم حاکم است؛ مردم ازیک‌طرف از طرف خود حکومتشان بمباران شیمیایی می‌شوند و از طرف دیگری امروز منتظر بمب‌های آمریکا باید بمانند».

تنها پس از واکنش رسانه‌ها و سیاسیون انقلابی بود که شما عقب‌نشینی و اظهارات خود را تصحیح کردید، اما چگونه می‌توان تبعات آن سخنان دشمن‌شادکن و مستندساز برای دشمنان را از یاد برد؟

ادعای موافقت امام(ره) باحذف شعار مرگ بر آمریکا!!

3 ــ دیگر موضع شما که بسیار هم جنجال‌برانگیز شد، ادعای شما مبنی بر موافقت امام‌(ره) برای حذف شعار مرگ بر آمریکا بود؛ چنانچه در گفتگو با ماهنامه مدیریت ارتباطات ادعا کردید: «موافق نبودیم که در مجامع عمومی مرگ کسی را شعار دهیم، مثلاً در اجتماعات ما «مرگ بر بنی‌صدر» شعار داغ مردم بود که در نماز جمعه خواهش کردم که نگویند. «مرگ بر بازرگان» بود که خواهش کردم، نگویند. «مرگ بر شوروی» بود که گفتم الآن با شوروی مشکل آن‌چنانی نداریم. درباره آمریکا هم گفته بودم. وی گفت یک اصل قرآنی وی را به این روحیه رسانده است، چراکه قرآن از زبان خداوند به مسلمانان صدر اسلام که به بت‌ها فحش می‌دادند، می‌گوید: حق ندارید به بت‌های آنها فحش بدهید. «ولاتسبّ الذین یدعون من دون الله» می‌فرماید بت‌ها را سبّ نکنید، چون آنها هم متقابلاً به خدا بد می‌گویند و باعث گمراهی بیشتر آنها می‌شوید».

پس‌ازآن نیز پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت‌عالی با بازنشر بخشی از خاطرات شما نوشت: «هاشمی با یادآوری حذف شعار «مرگ بر آمریکا» و اینکه امام با حذف این شعار موافق بودند و واکنش‌های تند بعدی و جوسازی‌های به‌عمل‌آمده در این خصوص تأکید می‌کند: تمام مطلب همان بود که نوشته بودم. الآن هم دقیقاً یادم نیست که چه نوشتم. به‌هرحال موافق نبودیم که در مجامع عمومی مرگ کسی را شعار دهیم».

این در حالی بود که تا آخرین روز عمر پربرکت امام عظیم‌الشأن در همه مجامع عمومی و مخصوصاً در حضور ایشان در حسینیه جماران و نیز در نمازهای جمعه‌ای که به‌امامت خود حضرت‌عالی برگزار شد، شعار «مرگ بر آمریکا» سر داده می‌شد.

مگر از یاد برده‌ایم که حضرت امام در پیام قبول قطعنامه که در کمتر از یک سال تا پایان عمر پربرکتشان صادر شد، با اشاره به ادعاهای آل سعود برای توجیه کشتار حج‌گزاران، فرمودند: «دست‌نشاندگان آمریکا آتش زدن پرچم آمریکا را به‌حساب آتش زدن حرم، و شعار مرگ بر شوروی و آمریکا و اسرائیل را به‌حساب دشمنی با خدا و قرآن و پیامبر گذاشته‌اند؛ و نیز مسئولین و نظامیان ما را با لباس اِحرام به‌عنوان رهبران توطئه معرفی کرده‌اند!».

و مگر می‌توان فراموش کرد که ایشان قاطعانه تأکید کرد: «از خدا می‌خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه‌تنها از کعبه مسلمین، که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ بر آمریکا و شوروی را به صدا درآوریم».

امام بزرگواری که تا آخرین لحظات حیات، دست از مجاهدت و مبارزه نکشید، چگونه ممکن است در میانه سال‌های دفاع مقدس موافق حذف شعار «مرگ بر آمریکا» شده باشد؟!

گویا برخی خواص که به «آلزایمر سیاسی» مبتلا شده‌اند، آرزوهای دوره استحاله خود را به نام امام(ره) سند می‌زنند!

بازدید : 491

[ پنجشنبه 10 دی 1394 ] [ 18:52 ] [ خادم ولایت ]
[ ]

رئیس جمهور : نهم دی روز دفاع ملت از قانون و ولایت فقیه بود.

رئیس جمهور تأکید کرد: ۹ دی، روز دفاع ملت ایران از خاندان رسالت، دفاع از نظام، قانون و دفاع از ولایت فقیه و ولی فقیه بود.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حجت‌الاسلام و المسلمین حسن روحانی رئیس جمهور، امروز پیش از بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی، با تبریک میلاد نبی مکرم اسلام (ص) و حضرت امام صادق (ع)، پیامبر اسلام را اسوه اخلاق و پاکدامنی خواند و افزود: حضرت محمد (ص) درس وحدت، اتحاد و برادری را برای جهان به ارمغان آورد.

رییس جمهور با بیان اینکه امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند پیروی ازنبی مکرم اسلام هستیم، گفت: با وحدت ملت و هدایت رهبر بزرگمان در برابر قدرتهای جهان به پیروزی رسیدیم و راه این پیروزی ادامه خواهد داشت.

وی با اشاره به در پیش بودن دو انتخابات مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی، این انتخابات‌ها را آزمون عظمت جهانی کشور دانست و افزود: همه باید به فکر پیروزی نظام اسلامی و کشور در این انتخابات باشیم.

روحانی به حماسه ایرانیان در ۹ دی سال ۸۸ نیز اشاره و تاکید کرد: ۹ دی، روز دفاع ملت ایران از خاندان رسالت، دفاع از نظام، قانون و دفاع از ولایت فقیه و ولی فقیه بود.

رییس جمهور گفت: امنیت امروز جمهوری اسلامی ایران در سایه برنامه ها و تدابیر رهبر معظم انقلاب تامین شده است و شکر این نعمت با وحدت بیشتر و کمک به دنیای اسلام برای نجات کشورها از تروریسم و دخالت بیگانگان میسر خواهد بود.

روحانی با بیان اینکه دشمنان، جهان اسلام را به جان یکدیگر انداخته اند، گفت: اگر کشورهای بزرگ اسلامی در کنار یکدیگر به فکر مسائل عامه مسلمین بودند، به راحتی مشکلات منطقه حل و فصل می شد.

وی با بیان اینکه برخی کشورهای اسلامی به جای تعامل فرهنگی و اقتصادی با یکدیگر، با قدرتهای بیرون منطقه تعامل می کنند، افزود: جای تاسف است که کشوری از پیروزی یک ملت در عرصه سیاسی ناراحت باشد و سرمایه سیاسی جهان اسلام را به ثمن بخس در اختیار قدرتهای بیگانه قرار دهد.

رییس جمهور اضافه کرد: کشوری که بیشترین نقش را در کاهش قیمت نفت داشت، اکنون بودجه سال آینده خود را با کسری صد میلیارد دلاری بسته که این نشان می دهد، کسی که چاه برای دیگران می کَند اول خود در آن خواهد افتاد.

در پایان این مراسم جمعی از میهمانان شرکت کننده در کنفرانس وحدت اسلامی، از نزدیک با رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.



بازدید : 474

[ سه شنبه 8 دی 1394 ] [ 16:17 ] [ خادم ولایت ]
[ ]

سالروز حماسه 9 ديماه ، روز بصيرت و ميثاق امت با ولايت ، گرامی باد.

AWT IMAGE

سالروز حماسه 9 ديماه ، روز بصيرت و ميثاق امت با ولايت ، گرامی باد.

"مردم عزيز ما در روز نهم دی، آنچنان عظمتی از خود نشان دادند که دنيا را خيره کرد."

مقام معظم رهبری

حماسه نهم دی ماه و حضور عاشورايی مردم حماسه ساز و ولايتمدار ايران اسلامی در راهپيمايی 9 دی ماه 1388 نقطه عطفی در تاريخ انقلاب و برگ زريّن ديگری در افتخارات مرد و زن ايرانی به حساب می آيد . حماسه 9 دی نماد عزّت، استقلال و بصيرت مردمی است که تا پای جان برای حفظ اصول اسلام و آرمان‌های انقلاب ايستاده اند و با صدای رسا اعلام کردند که اگر دشمن در برابر دين آنها بايستد در برابرتمام دنيای آنها خواهند ايستاد. روز نهم دی ماه در تاريخ انقلاب اسلامی با عنوان روز «بصيرت» تبديل به يوم الله و ماندگار گرديد. در اين روز ماندگار و تاريخی ملت هميشه در صحنه ايران اسلامی، حماسه ای ديگر آفريد و دشمنان خدا و دينش را مأيوس و نااميد ساخت و قلب امام زمان (عج) و نائب بر حقش حضرت آيت الله العظمی خامنه ای(دامت برکاته) را شاد ساخت.

اين روز می توان گفت نهم دی، روز غلبه جنود الهی بر جنود شيطان است. روز خروش ملت ايران و آشکار ساختن خشم مقدس در برابر اهانت ها و حرمت شکنی های عده ای غافل و يا مزدور وابسته به اجانب نسبت به مقدسات در روز عاشورای حسينی است. روز نهم دی در واقع روز نه گفتن ملت ايران به سران فتنه و آری گفتن به نظام اسلامی و بيعت مجدد مردم با آرمان های والای حضرت امام خمينی(ره) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی است. مردم در اين روز، تير خلاص را به سران فتنه شليک و پشت پيکر نامبارک فتنه را به خاک ماليدند.
در روز نهم دی ماه 1388، مشروعيت سياسی نظام اسلامی ايران بار ديگر با حضور خودجوش ده ها ميليونی مردم در تهران و تمامی شهرهای ديگر کشور به جهانيان اعلام گرديد.
روز نهم دی، روزی است که مردم ايران نشان دادند دشمنان خود و انقلاب خود را به خوبی می شناسند و هرگز فريب حيله ها و نيرنگ های آنان را نمی خورند. روز نهم دی روزی است که مردم ايران نشان دادند که با بصيرتند و در ميان گرد و غباری که فتنه گران به پا کرده اند هرگز، نه راه را گم می کنند و نه دست از راهبر واقعی که همانا ولايت فقيه است، بر می دارند و در نهايت روز نهم دی روزی است که مردم مسلمان و انقلابی ايران نشان دادند که اين جمله حضرت امام (ره) را که فرمودند: «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملکت تان آسيب نرسد» به خوبی در عمل به آن معتقد و پايبند هستند. نهم دی ماه يک هزار و سی صد و هشتاد و هشت، جشن بلوغ فکری و شخصيتی نظام اسلامی بود.

9 دی، عرق شرم امت را در طول تاريخ به خاطر بی بصيرتی در ماجرای سقيفه پاک کرد.

9 دی، درد کوته بينی حکميت را تا حدودی التيام داد و بر آن مرهمی شد.

9 دی، سوزش خيانت جمل و نهروان را کمی خنک کرد و از تکرار غربت 25 ساله جلوگيری کرد.

9 دی، فرق کوفه و تهران، عراق و ايران را نشان داد و آب رفته را به جوی بازگرداند.

9 دی، ايران، بدون خواست سفير حسين، بيعت مجدد کرد و بر سر بيعتش ماند.

9 دی، ندای هل من ناصر بلند نشد ولی فرياد لبيک يا حسين تا آسمان به گوش همه رسيد.

9 دی، شش ماهه، سه ساله، جوان، پير، زن، مرد، ويلچری، شيميايی و ... داشت.

9 دی، نه دی زمستان بود ولی درخت انقلاب در آن سرمای زمستان گل داده بود.

9 دی، در ايران بود ولی پايه های کاخ سفيد در مکان و کاخ سبز معاويه در زمان را لرزاند.

9 دی، قيام مختار نبود، ولی اگر مختار هم زنده بود در مقابل آن کرنش می کرد.

9 دی، مانور اعلام آمادگی ياران آخر الزمان مهدی (عج) بود.

9 دی، شروع حرکت و يک فرهنگ بود يعنی «عزت خواهي»

9 دی، يک روز بود ولی خيرٌ مِن الفِ شَهر بود.

9 دی، مبيّن کوثر و ابتر بود که گفتند خامنه ای کوثر است، دشمن او ابتر است.

9 دی، عاشورا بود و ايران کربلا.

9 دی، ثمره ی خون شهيد آيت ها، مطهری ها، بهشتی ها، باکری ها، همت ها و ... بود.

9 دی، تاريخ نبود، بلکه خود تاريخ ساز بود.

9 دی، روز بخشش فريب خوردگان و روز غضب بر فتنه گران توسط امت بود.

9 دی، آموخت که نيازی نيست هميشه وليّ در بين باشد بلکه کافی است وليّ در دل باشد.

9 دی، غدير خم بود در کوير قم و سراسر ايران.

9 دی، نور بصيرت الهی بود در دلهای امت.

هرچه خواستم بگويم که 9 دی چيست، زبان الکن بود و قلم قاصر. فقط می توانم که بگويم 9 دی، 9 دی بود و بس.



بازدید : 459

[ دوشنبه 7 دی 1394 ] [ 14:27 ] [ خادم ولایت ]
[ ]

تیم مداکره کننده هسته ای خسته نباشید ؟ هزینه گفتگو با 1+5 را چه کسانی میدهند؟

روایت اسماعیلی از جزئیات نشست کمیسیون سیاست خارجی مجلس

عراقچی: برای توقف اجرای برجام منتظر نظر کمیسیون نظارت هستیم/ آمریکایی‌ها معتقدند مصوبه کنگره برجام را نقض نکرده است

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: معاون وزیر امور خارجه در کمیسیون امنیت ملی عنوان کرد که برای توقف اجرای برجام منتظر اعلام نظر کمیته نظارت شورای عالی امنیت ملی در این باره هستیم.

خبرگزاری فارس: عراقچی: برای توقف اجرای برجام منتظر نظر کمیسیون نظارت هستیم/ آمریکایی‌ها معتقدند مصوبه کنگره برجام را نقض نکرده است

محمد اسماعیلی نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، با اشاره به جلسه امروز کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: در جلسه امروز موضوع مصوبه اخیر کنگره آمریکا در مورد صدور روادید برای کسانی که به ایران سفر کنند و موضوع اجرای برجام مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

وی افزود: دراین جلسه که با حضور سید عباس عراقچی معاون وزیر امور خارجه برگزار شد نحوه اجرای برجام و اقداماتی که ایران در این زمینه انجام داده بررسی شد و اعضا نظر خود را در مورد اینکه مصوبه اخیر کنگره آمریکا ناقض برجام است یا نه و اینکه ایران باید برجام را متوقف کند یا خیر مطرح کردند.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اظهار داشت: نظر کلی اعضای کمیسیون بر این بود که مصوبه اخیر کنگره آمریکا برجام را نقض کرده و ایران باید اجرای برجام را متوقف کند.

اسماعیلی اضافه کرد: نظر معاون وزیر خارجه در خصوص مصوبه اخیر امریکا بر این بود که با توجه به نامه وزیر امور خارجه این کشور در مورد نحوه اجرای این قانون، موضوع بیانگر آن است که اجرای این مصوبه ناقض برجام نیست اما ما در خصوص توقف اجرای برجام و یا ادامه آن منتظر اعلام نظر کمیته نظارت بر اجرای برجام شورای عالی امنیت ملی هستیم.



بازدید : 455

[ دوشنبه 7 دی 1394 ] [ 0:43 ] [ خادم ولایت ]
[ ]

شمارش معکوس برای نابودی داعش در رمادی/خشم آمریکا از پیشروی ارتش

به نقل از خبرگزاری مهر =

گروه بین‌الملل: نگاهی به تحولات اخیر شهر «الرمادی» واقع در استان الانبار عراق حاکی از آن است که روند عملیات آزادسازی این شهر پایان مناسبی خواهد داشت؛ پایانی که خط بطلانی بر حضور نظامی تکفیریهای داعش در الرمادی خواهد کشید. ارتش عراق که از حمایت های گسترده عشایر و نیروهای مردمی برخوردار بوده و هست، طی روزهای اخیر موفق شده کنترل کامل مرکز شهر الرمادی را در دست گرفته و حرکت به سمت دیگر مناطق واقع در این شهر به ویژه مناطق غربی را آغاز کند. هرچند روند عملیات آزادسازی شهر الرمادی اخیرا با نوعی کندی مواجه شده است، اما اظهارات چند روز گذشته مقامات عراقی نشان می دهد که عملیات نظامی برای پاکسازی آن در آینده نزدیک، همچنان با قدرت ادامه دارد.

شهر «الرمادی» واقع در استان الانبار از حدود یک سال گذشته توسط تروریست های تکفیری داعش اشغال شد. در واقع الرمادی یکی از بزرگترین شهرهای واقع در استان «الانبار» عراق است که به اشغال تروریست های تکفیری داعش درآمده است. اهمیت استراتژیک این شهر نیروهای امنیتی و مردمی عراق را بر آن داشت تا هرچه سریعتر تمهیدات لازم برای آزادسازی آن را بیاندیشند. سر انجام از چند ماه قبل، با تلاش ارتش و نیروهای مردمی شهر الرمادی به محاصره کامل آنها درآمد. ارتش عراق طی این مدت تنها به یک دلیل هیچگاه حاضر نشد بی‌گدار به آب زده و عملیاتی را جهت پاکسازی الرمادی کلید بزند و آن هم حفظ جان غیرنظامیان ساکن شهر بود.

تروریست های داعش با اشغال شهر «الرمادی» در واقع به دنبال تحقق سه هدف اساسی بودند؛ ۱ ـ انتقام جویی از عشایر عراقی که همواره در مبارزه با تکفیریها کمک های شایانی را به نیروهای امنیتی ارائه داده اند. در واقع با توجه به اینکه اغلب ساکنان الرمادی را عشایر تشکیل می دهند، تروریست های داعش این شهر را برای انتقام جویی از آنها انتخاب کردند. ۲ ـ انتقام جویی از ارتش به دلیل بازپس‌گیری «تکریت» و افزایش روحیه تکفیریها برای ادامه مبارزه در عراق. تسلط کامل ارتش و نیروهای مردمی عراق بر شهر «تکریت» واقع در استان صلاح الدین ضربه محکمی را بر پیکره تکفیریها در عراق وارد آورد. تروریست های داعش با هدف انتقام جویی از ارتش و بالا بردن روحیه تکفیریها شهر استراتژیک الرمادی را به عنوان جایگزینی برای تکریت اشغال کردند. ۳ـ موقعیت استراتژیک الرمادی که به بغداد نزدیک است و به تکفیری ها این امکان را می داد تا اقدامات تروریستی خود را به از حومه پایتخت به داخل آن بکشانند و از آن به عنوان یک برگه برنده علیه دولت استفاده کنند.

روز دوشنبه هفته گذشته ارتش عراق از ساکنان شهر الرمادی که بخش‌هایی از آن در تصرف «داعش» بود، خواست تا شهر را طی ۷۲ ساعت ترک کنند. هواپیماهای ارتش عراق با پخش اعلامیه‌ هایی از ساکنان الرمادی خواستند از طریق «مسیرهای امن» مشخص‌شده شهر را ترک کنند. در همین ارتباط، «یحیی رسول» سخنگوی عملیات مشترک عراق به خبرگزاری رویترز گفت: «همه نیروهای امنیتی برای روبه‌رو شدن با غیرنظامیانی که در حال عزیمت به سوی آنها هستند، آمادگی دارند».

سرانجام عملیات بزرگ آزادسازی شهر الرمادی آغاز شد. در ساعات اولیه عملیات آزادسازی شهر الرمادی از لوث تکفیریها، ضربه سختی به آنها وارد شد. نظامیان ارتش عراق به همراه نیروهای مردمی و همچنین عشایر پیشروی گسترده ای در مرکز این شهر داشتند. آنها تلاش کردند تا از مرکز الرمادی تمامی تحرکات تکفیریها را زیر نظر بگیرند. در همین ارتباط «صباح النعمان» سخنگوی دستگاه مبارزه با تروریسم گفت: «نیروهای عراقی در ادامه پیشروی ها در الرمادی وارد مناطق «البکر» و «الارامل» شدند». وی افزود: «در این میان تکفیریها مقاومت چندانی از خود نشان ندادند اما عوامل انتحاری و تک تیراندازهای تکفیری همچنان به اقدامات تروریستی خود ادامه می دهند».

تروریست های تکفیری داعش که به خوبی می دانستند حضور غیرنظامیان در شهر الرمادی بزرگترین مانع بر سر راه ارتش برای آزادسازی این شهر است، به دو شیوه کثیف برای مقابله با آنها پرداختند؛ ۱ـ ممانعت از خروج شهروندان عراقی از شهر ۲ ـ استفاده از آنها به عنوان سپر انسانی.

نیروهای عراقی در ادامه پیشروی های خود در شهر الرمادی منطقه «البکر» را به کنترل کامل خود درآوردند. همزمان با تسلط کامل ارتش بر این منطقه، منابع رسانه ای از وقوع درگیری های شدید میان ارتش و ترویست های تکفیری در مناطق «الارامل» و «الملعب» واقع در جنوب الرمادی خبر دادند. در همین حال، یک منبع امنیتی در استان الرمادی اعلام کرد: «نیروهای عراقی موفق به آزاد سازی کوی افسران در مرکز الرمادی و نصب پرچم عراق بر بالای یکی از ساختمانهای این منطقه شدند».

از سوی دیگر، «اسماعیل المحلاوی» فرمانده عملیات الانبار روز سه شنبه هفته گذشته از آزادسازی کامل منطقه الجرایشی در شمال الرمادی از سیطره گروه تروریستی داعش خبر داد. المحلاوی با بیان اینکه نیروهای عراقی در جریان آزادسازی این منطقه ۹ تروریست را کشتند، اعلام کرد «تیپ دهم ارتش بر این منطقه تسلط یافته و پیشروی ها همچنان ادامه دارد». روند پیشروی های ارتش تا جایی ادامه یافت که یک منبع امنیتی در استان الانبار از از آزادی «حی الضباط» در مرکز شهر الرمادی خبر داد. نیروهای عراقی همچنین بر جزیره البوذیاب در شمال شهر الرمادی مرکز استان الانبار مسلط شد و ده ها تروریست داعشی را به هلاکت رساند.

در گیر و دار فراز و نشیب های پی در پی تحولات عملیات آزادسازی شهر الرمادی شورای استانداری الانبار بیانیه ای را در این زمینه صادر کرد. در این بیانیه آمده بود: «نبرد برای آزادسازی شهر الرمادی نیاز به زمان دارد و با توجه به اینکه همه چیز در این شهر بمب گذاری شده است آزادی آن طی یک یا دو روز امکان پذیر نیست. عناصر تروریستی داعش که در حال حاضر در الرمادی می جنگند بمب های متحرکی بر روی زمین به شمار می روند». «عید الکربولی» سخنگوی مجلس استان الانبار نیز گفته بود: «نیروهای امنیتی در محورهای جنوبی و غربی الرمادی به پیشرفت هایی دست یافته اند».

در این میان، خبر رسید که نظامیان ارتش عراق تا ۵۰۰ متری ساختمان های دولتی در شهر الرمادی پیش روی کرده اند. تروریست های تکفیری داعش به منظور جلوگیری از تسلط ارتش عراق بر ساختمان های دولتی در شهر الرمادی به شیوه جدیدی متوسل شدند. آنها به منظور ایجاد مانع در مسیر پیشروی نظامیان عراقی از شهروندان این کشور به عنوان سپر انسانی در مقابل ساختمان های دولتی استفاده کردند.

مرجعیت عراق که همواره نقش بسزایی در پیشبرد اهداف ملی در این کشور ایفا کرده است، این بار نیز نسبت به نبرد شهر الرمادی بی تفاوت نبوده و در این زمینه توصیه هایی را خطاب به ارتش مطرح کرد. «احمد الصافی» نماینده آیت الله سیستانی در کربلا در خطبه های نماز جمعه اخیر خطاب به ارتش عراق اعلام کرد: عملیات های نظامی در الرمادی باید به گونه ای انجام شود که به دنبال آن غیرنظامیان متحمل کم ترین خسارت شوند.

ارتش عراق همچنان به پیشروی های خود در شهر الرمادی ادامه می دهد اما به نظر می رسد که همان مانع همیشگی یعنی حضور غیرنظامیان در این شهر موجب کند شدن روند عملیات شده است. با این حال در جدیدترین تحولات رخ داده، ارتش عراق موفق شده است کنترل کامل منطقه «الحوز» و سپس سد الرمادی را در دست بگیرد.

با این حال به نظر می رسد که روند پیشروی های گسترده ارتش عراق در شهر الرمادی به مذاق مقامات واشنگتن خوش نیامده است. در حالی که به نظر می رسد در آینده نزدیک ارتش عراق به صورت کامل بر الرمادی مسلط شود، مقامات آمریکایی در کمال تعجب لب به سخن گشوده و می گویند تحقق این مسأله بعید به نظر می رسد! در همین ارتباط «استفان وارن» سخنگوی ائتلاف آمریکایی به اصطلاح علیه داعش می گوید: «باید زمان زیادی سپری شود تا ما بتوانیم به صورت نهایی اعلام کنیم شهر الرمادی کاملا از لوث تکفیریها پاکسازی شده است»!

بدون شک هرچقدر عملیات شهر الرمادی به پایان خود نزدیک تر شود، مانع تراشی های ایالات متحده آمریکا برای عدم تحقق این امر نیز بیشتر می شود. در حال حاضر ارتش عراق با کمک و همراهی عشایر عزم خود را برای بازپس گیری شهر الرمادی جزم کرده است و این وحدت همان چیزی است که وحشت را به جان آمریکایی ها انداخته است؛ کسانی که شب و روز خواب تجزیه عراق را می بینند.



بازدید : 439

[ دوشنبه 7 دی 1394 ] [ 0:27 ] [ خادم ولایت ]
[ ]